زهیر نوشته پائولو کوئلیو ترجمه آرش حجازی انتشارات کاروان .

این کتاب که تا حدودی زندگی خصوصی نویسنده در آن اشاره شده است.

همسر پائولو که خبرنگار جنگ است از این که به خوشبختی تظاهر کند خسته می شود .ناگهان همسر و خانه را ترک می کند بعد از مدت دو سال پائولو در جستجوی او بر نمی آید و زندگی با زن دیگری را اغاز میکند در حالی که تمام مدت عشق همسرش را در ذهن خود یدک می کشد تا این که زمان مناسب فرا می رسدو او می تواند قدم به قدم با دو همراه خود راهی استپ می شود تا به همسری که به او عشق می روزیده در استپ های قزاقزستان برسد. در واقع دوباره جسارت سفر را پیدا می کند.

"انگار می توانستیم و می بایست مثل استپ باشیم ،خالی،بی پایان و همزمان سرشار از زندگی"ص327

"باید چیزی را که در خیالمان هستیم ،فراموش کنیم تا بتوانیم کسی باشیم که واقعا هستیم ."ص308

"گفت گذشته ام همواره همراهم می ماند، اما هر چه خودم را از وقایع آزادتر کنم و بیش تر بر احساسات متمرکز بشوم،بیش تر می فهمم که همیشه ،در لحظه اکنون فضای عظیمی هست ، نه عظمت استپ، که می توان با عشق بیش تر ،شوق زندگی بیش تر ،پُرش کرد."ص358

این داستان را به زوج هایی که زندگی خود را با عشق آغاز کرده اند و امروز در کمال تعجت عشق خود را گم شده احساس می کنند و مجبور به تظاهر به خوشبختی اند توصیه می کنم .