"بار هستی" نویسنده  "میلان کوندرا" ترجمه  "پرویز همایون پور"  نشر قطره چاپ اول 1369 چاپ دوازدهم 1382

 

"برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب،از همان آغاز خواننده را با مسایل بنیادی هستی بشر روبرو می کندو به تفکر وا می دارد.شخصیت های رمان با بیان احساسات،تفکرات و رویاهای خود،موقعیت انسان را در برابر چشمان ما به نمایش می گذارند و تلخکامی ها و سرخوردگی هایش را می نمایانند. شخصیت های جالب "توما"،عشق و حسادت "ترزا"،خیانت "سابینا"و وفاداری "فرانز"و ظلم و جوری که مردم چکسلواکی در طی قرون تحمل کرده اند،داستان رمان را جذاب و خواننده را محسور می کند." پیشگفتار مترجم بر چاپ نخست صفحه 8

 

مترجم این کتاب در پیشگفتاری که بر چاپ چهارم این اثر نوشته است می نویسد:"کوندار نقش رمان را در زندگی بشر و آینده ی او بسیار با اهمیت می داند. به اعتقاد او رمان باید ارزشمندترین جنبه های فرهنگ بشری را پاس دارد و "همواره و وفادارانه"به یاری انسان شتابد تا "جهان زندگی"به دست فراموشی سپرده نشود.

هدف اصلی رمان ، کاوش در موقعیت انسان است،و هر رمان جدید باید به کشف "جزئی ناشناخته"از هستی امکان دهد ،و گرنه از تاریخ خود بیرون می افتد. پایان کار رمان نشانه ی از میان رفتن ارزشهای معطوف به انسان و بخصوص اندیشه ی آزاد و اصیل خواهد بود"صفحه 16

 

"توما آنگاه فهمید که استعاره چیز خطرناکی است.با استعاره نمی شود شوخی کرد .عشق از یک استعاره آفریده تواند شد."صفحه41

 

"هیچ چیز از احساس همدردی سخت تر نیست.حتی تحمل درد خویشتن به سختی دردی نیست که مشترکا با کسی دیگر برای یک نفر دیگر یا بجای شخص دیگری، می کشیم و قوه تخیل ما به آن صدها بازتاب می بخشد." صفحه 62

 

"وقتی فرد ضعیف آنقدر ضعیف می شود که به فرد ضعیف بی حرمتی می کند،فرد ضعیف بای براستی خود را قوی بداند و او را ترک کند."صفحه102

 

"زمان بشری دایره وار نمی گذرد،بلکه به خط مستقیم پیش می رود و به همین دلیل انسان نمی تواند خوشبخت باشد چرا که خوشبختی تمایل به تکرار است"صفحه314

 

"عشقی که او را به کارنین می پیوندد، از عشق میان او و توما بهتر است. بهتر به معنی بزرگتر نیست.نیت تراز محکوم کردن کسی نیست .نه خودش و نه توما را ،متهم نمی کند و مدعی نیست که می توانند یکدیگر را بیشتر دوست بدارند.به نظرش می رسد که زوج انسان به گونه ای آفریده شده که ماهیت عشق میان مرد و زن به صفا و صداقت عشق میان انسان و سگ (حداقل در بهترین نوع آن) نیست ،و این امری خارق العاده در تاریخ بشر است."صفحه312

 

"کمونیسم ،فاشیسم،هر گونه اشغال و هر گونه تجاوز و تهاجم یک عیب و نقص اساسی و جهانی را پنهان می کند. به نظر او صفوف مردمی که راه پیمایی می کنند و مشت ها راگره کرده و متفقا یک صدا فریاد می زنند، تجسم این عیب و نقص است."صفحه 128

 

"اردوگاه کار اجباری یک چیز استثنایی نیست، چیزی نیست که موجب شگفتی شود، بلکه چیزی است بنیادی و واقعی که در آن به دنیا می آییم و فقط با تمرکز و به کاربردن تمامی نیرویمان می توانیم از آنجا بگریزیم "صفحه 167

 

"کسی که کار سیاسی را انتخاب می کند، عمدا افکار عمومی را به داوری می طلبد و ساده لوحانه خیال می کند که می تواند افکار عمومی را به سوی خود جلب کند."صفحه 207

 

"توما کوشید به سرعت به موضوع عمومی زندانیان سیاسی فکر کند،چطور ممکن است به خاطر تقاضای افرادی که از نظام حکومتی طرد شده اند (یعنی زندانیان سیاسی بالقوه) زندانیان سیاسی دربند را عفو کنند؟ تنها نتیجه ای که این گونه بیانه ها دارد اینکه زندانیان سیاسی را هرگز مورد عفو قرار ندهد،حتی اگر احتمالا دولت در صدد عفو آن ها باشد!

افکار توما را پسرش قطع کرد:

نکته اساسی این است که بفهمند در این کشور هنوز مردان و زنانی هستند که نمی هراسند ،خوب را باید از بد جدا کرد.

توما اندیشید "بلی ،این درست است ولی چه ربطی به زندانیان سیاسی دارد!این یا آن :یا بخشودگی زندانیان سیاسی مطرح است،یا خوب را از بد جدا کردن مسئله است و نتیجه یکی نیست."صفحات230-231

 

"چرا جراید این همه ستون های روزنامه را به این متن اختصاص داده اند؟مطبوعات (که کاملا در دست دولت است)به خوبی می توانست یک کلمه هم راجع به این موضوع منتشر نکند و هیچکس هم هرگز از آن با خبر نمی شد.اگر در روزنامه ها از این موضوع گفتگو می شد،بدان معنا بود که اربابان حاکم بر کشور خواستار چنین چیزی بودند! این برای آنان یک موهبت الهی بود و به راحتی از آن برای توجیه موج جدیدی از سرکوب استفاده می کردند."صفحه239

 

این پست طولانی شد.علت اصلی جالب و متفاوت بودن کتاب است با اینکه کتاب حجیمی نیست سرشار از مطالب جالب است .مخصوصا تحلیل و توصیفی که از حالات غیر قابل توصیف  بشری دارد .حالاتی که هر وقت آنرا تجربه کردیم تنها توان سکوت کردن داشتیم در این کتاب به زبان آورده می شود.

اگر آدم با حوصله ای هستید حتما ادامه مطلب را کلیک کنید.