"راز فال ورق" نویسنده "یوستین گوردر" ترجمه عباس مخبر نشر مرکز چاپ اول 1376 چاپ یازدهم 1388

رمان فلسفی با فونت کوچکتر کلمه ای است که به عنوان این کتاب اضافه شده است.

این کتاب داستان سفر پدر و پسری در جستجوی یک مادر و یک همسر است.گوردر در این داستان برای بیان آن چه که مطلوبش بوده است داستان یک جزیزه اسرار آمیز را میان داستان نهاده و با توسل به کنجکاوی هانس توماس (پسر نوجوان داستان )و اتفاقات داستان سعی در رمز گشایی داستان فلسفی کرده است.

 

این جمله برای آغاز معرفی این داستان کاملا مناسب است:"از نظر او انسان ها عروسک هایی سرشار از زندگی بودند."صفحه 7

 

"گفت:بسیار خوب،اگر خدایی ما را آفریده باشد،پس باید ما را چیزی مصنوعی بداند. ما حرف می زنیم ، بحث می کنیم ، می جنگیم ،یکدیگر را ترک می کنیم و می میریم .می بینی ؟ ما چنان هوشمندیم که بمب های اتمی می سازیم وموشک به ماه می فرستیم .اماهیچ یک نمی پرسیم از کجا می آییم .ما فقط در اینجا هستیم ،هر یک در یک مکانی جاگیری کرده ایم.

و به همین دلیل است که خداوند به ما می خندد؟"صفحه 21

 

"فریاد زدم :شما اجازه ندارید بمیرید!

جواب داد: (همه انسانهای پیر باید اجازه داشته باشند بمیرند.)و شانه های لاغر مرا محکم در آغوش گرفت .(اما دانستن این مطلب خوب است که وقتی پیرها جهان را ترک می کنند ، کسی هست که راهشان را ادامه دهد.) "صفحه79

 

"شاید در باغ با یک مریخی برخورد نکنی، اما به احتمال زیاد روزی با خودت برخورد خواهی کرد. روزی که این اتفاق بیفتد نیز احتمالا از ترس جیغ کوتاهی خواهی کشید، و چنین واکنشی کاملا درست است چون این قضیه که تو درک کنی یک موجود زنده ساکن در یک سیاره ،برجزیره ای کوچک در کاینات هستی ،هر روز برایت اتفاق نمی افتد."صفحه 109

 

"مردم وقتی به (ماوراء طبیعه) علاقه نشان می دهند ، گرفتار نوعی نابینایی جدی اند .آنها اسرار آمیز ترین چیزی را که در مقابل شان است نمی بینند.اینکه جهان وجود دارد ."صفحه 144

"ژوکر گفت:همه چیز مو به مو طبق نقشه و برنامه ،سازمان یافته ،فکر شده به نظر می رسد .فکر می کنم ما پشت به چیزی ایستاده ایم که تصمیم می گیرد ما را برگرداندتا سمت تصویرمان آشکار شود،و یا ما را همان طور که هستیم بر جای می گذارد."صفحه 215

 

"نه،من نیندیشیده ام که کوتوله های جزیره پیر و موسفید شوند.ما هستیم که پیر و موسفید می شویم .اما رویاهای ما این طور نیست.آنها حتی پس از مرگ ما هم می توانند در دیگران به زندگی خود ادامه دهند."صفحه218

 

"اما تا وقتی مردم به آنها اعتقاد داشته اند،به طریقی در این جهان بوده اند.مردم چیزی را که به آن اعتقاد دارند می بینند.تا وقتی که مردم دچار شک و تردید نمی شدند ،خدایان هم پیر و فرسوده نمی شدند."صفحه 224